محمد تقي المجلسي ( الأول )
15
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )
نكند نماز او صحيح نيست و چشمت را به زير انداز و به جانب آسمان مكن بلكه در حالت ايستادن مىبايد كه نظرت به موضع سجده ات داشته باشى . و دل خود را مشغول نمازت كن به درستى كه از نمازت مقبول نيست مگر آن چه دلت مشغول حق سبحانه و تعالى باشد تا آن كه بسا باشد كه از نماز ربع آن يا ثلث آن يا نصف آن مقبول شود و ليكن حق سبحانه و تعالى نماز مؤمنان را تمام مىكند به نوافل و مىبايد كه در حالت نماز چنان به نماز بايستى كه بنده ذليلى نزد پادشاهى عظيم الشأن ايستد و بدان كه نزد كسى ايستاده كه او ترا مىبيند و تو او را نمىبينى و نماز كن مانند كسى كه وداع نماز كند و داند كه نماز آخرين اوست چنين كسى البته با نهايت خضوع و خشوع و حضور قلب نماز مىكند تو نيز چنين نماز كن در هر نمازى چون بنده نمىداند كه اين نمازى كه مىكند تمام خواهد كرد يا نه ، و بازى مكن با ريش خود و سر و دستهاى خود ، و انگشتان خود را مشكن و يك پا را بيشتر از پاى ديگر مگذار و هر دو را جفت كن كه برابر باشد و فاصله ميان پاها سه انگشت گشوده باشد يا يك شبر ، و كمان كشى مكن و دهن دره مكن و خنده مكن كه خنده قهقهه قطع مىكند نماز را ، و تورّك مكن زيرا كه حق سبحانه و تعالى معذب ساخت جمعى را به سبب تورّك و چنين بود كه اگر ايشان را ملالى حاصل مىشد از نماز دستهاى خود را بر رانهاى مىگذاشتند و دست مبند كه اين فعل گبرانست كه در برابر بزرگان خود چنين مىايستادند عمر را خوش آمد و گفت نزد حق سبحانه و تعالى اولى است كه چنين بايستند و ملاحظه نمىكرد كه ما چه دانيم كه بندگى را چگونه مىبايد كرد بر نحوى كه فرمودهايم مىبايد كه و ليكن او اعتقاد به نبى صلى الله عليه و آله نداشت ، و دستها را بياويز از برابر روى محاذى رانها و بر رانها گذار در برابر زانوها كه اگر چنين كنى لايقترين به آن كه اهتمام بشأن نماز داشته باشى ، و خاطرت متوجه غير نماز